محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )

56

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )

الف - در قرن ششم ميلادى ، عقايد در دلها ثبات نداشت ، آراء و نظريات گوناگون يكى پس از ديگرى آفريده ، بدان گردن نهاده و سپس نسبت به آن تعصّب ورزيده مىشد ، اما تعصب نسبت به عقيده‌اى ، دليل استحكام آن عقيده در دلهاى متعصبّان نيست ، بلكه تعصب دليلى است بر انحراف روان و داشتن نظرى سطحى و يكجانبه بدين‌ترتيب ، نسطوريان در مقابل يعقوبيان تعصّب داشتند ؛ چه در زمرهء معتقدان گروه نخست پاره‌اى از دريافتهاى سطحى و انحراف آميز وجود داشت . آنجا تعصّب بر همه چيز مسلّط بود و نيروى يقين چيزى را در كنترل خود نداشت . ب - در اين قرن ، دلها آمادهء پذيرش عقيده‌اى درست بود تا اگر دلايل آن آشكار و استدلال منطقى بر آن اقامه شود ، بدان گردن نهند ؛ بويژه آن‌كه انديشه‌هاى موجود در آن زمان ، توهّماتى بيش نبود و يا اقوال و آرايى كه بر هيچ پايهء عقلى استوار نبود و چندان استقرارى نيز در دلها نداشت تا تعصّب ورزى نسبت به آن حالتى همانند قبيله گرايى به خود بگيرد ، آن‌گونه كه بعدها ، ميان يهوديان و مسيحيان چنين حالتى پديدار شد . در همين دوران ، مىبينيم مسيحيّتى كه جايگزين مسيحيّت حقيقى كه عيسى بدان مبعوث شده بود به سوى دلهايى نگران و بىاستقرار و بلكه پريشان و بىثبات مىآيد . بنابراين ، در شرايطى كه بتهاى روم قدرت تأثير خود را از دست داده بودند و در سرزمين بت‌پرستى دينى به وجود آمده بود كه بخشى از آيين يهودى - بخشهايى از تورات كه با انجيل‌ها سازگارى دارد - و بخشهايى نيز از آيين بت‌پرستى در آن گنجانيده شده بود و تقريبا از دين حقيقى ، هيچ نداشت و در نتيجه ، چنين آميخته‌اى در دلها چندان استقرارى نيافته و بلكه همچنان تا پايان قرن ششم ميلادى مورد بحث و اختلاف بود ؛ در چنين شرايطى دلها آمادهء پذيرش دينى تازه بود كه همان دين حق است .